دکتر فرهنگ هلاکویی - ویژگی سوم شخص سالم

ناحیه کاربری
رمز را فراموش کرده ام   عضویت

دکتر فرهنگ هلاکویی - ویژگی سوم شخص سالم

 

ویژگی سوم شخص سالم
سومین ویژگی شخص سالم، گرایش و توجه و اهمیت فوق العاده ای است که او برای واقعیت قایل است.
چنین فردی از قبل کوشش نمیکند که بگوید جهانِ واقع، چه هست، بلکه تمام نیرو و توانِ خودش را به کار میگیرد تا اینکه ببیند یا بداند که واقعیت چه هست و بعدا اگر این واقعیت را دوست ندارد یا نمی پذیرد و یا نمی پسندد، از راه واقع بینانه ای به دنبال از میان برداشتنش باشد.
در حالیکه فرد نرمال یا بیمار، واقعیت را آنگونه میبیند که میخواهد و آن را آنگونه حس و احساس میکند که دوست دارد، بنابراین او کوششی به جهت کشف و درک واقعیت نمیکند.
توجه به این نکته ضرورت دارد که واقعیت یعنی آن چه که در خارج وجود دارد و یا در من و شما هست، بر اساس ملاک و میزانی که من و شما در اختیار داریم، تعریف شده و فهمیده میشود.
به بیان دیگر اگر من و شما جهان را اینگونه میبینیم به خاطر چشم ماست که از جهان تصویری اینگونه به مغز مخابره میکند و به همین جهت است که به واسطه گذاشتن عینکی، ما میتوانیم رنگ جهان را و حتی اشکال را دگرگون کنیم و بر همین اساس یک سگ یا گربه یا موش جهان را اینگونه نمیبیند که من و شما میبینیم، زیرا ابزار مشاهده او یا چشم او با من و شما متفاوت است و ما به عنوان یک انسان که دارای ابزار مشاهده ای شبیه و مانند هستیم، میتوانیم تا حدودی درباره آن چه که هست به توافق برسیم که مثلا آیا اتومبیلی در اینجا هست یا نه، این اتومبیل احتمالا رنگش چه هست، و یا طول این اتومبیل چه اندازه هست.
در این زمینه میتوانیم با به کارگرفتن ابزار و یا از طریق چشم خود، همه با هم به توافقی برسیم، بنابراین در حالیکه ما مانند مترجمی هستیم که از واقعیات جهان گزارشی مختلف و متفاوت میدهیم درست مانند اینکه به ما بگویند کتاب، ما میگوییم book و در اینجا کار ترجمه را انجام داده ایم و همه ما در این ترجمه تا حدودی شبیه و مانند هم هستیم.
به همین جهت است که واقعیت یعنی آنچه که هست و این واقعیت موضوع و مسئله علم و آگاهی انسان است و معلوم است که وقتی به ذهن می آید اگر فرد کوشش کند آن را آنگونه که ابزار و وسایل او گزارش می دهد، به همان صورت در ذهن داشته باشد، این فرد واقعیت را با آنچه که عینیت است نزدیک کرده و بنابراین عینیت معنایش این است که من واقعیتِ خارجی را تا آنجا که ممکن است با همان تصویر و تصوری که در ذهن داشتم به درون بردم، در حالیکه اگر آن را دگرگون کنم وارد مرحله ای میشوم که به آن ذهنیت گفته میشود یعنی دگرگونی های فراوانی در آن واقعیت به وجود آوردم و آن چه که من از آن واقعیت ساختم و پرداختم، احتمالا شباهتی به دیگران ندارد و این ذهنیت من است که مثلا جامعه را و یا فردی را و یا صفتی را اینگونه و به این شکل، حس و احساس می کنم یا درباره آن عقیده و نظری دارم.
ولی به هر حال ویژگی فرد سالم این است که واقعیت را آنگونه که هست، میبیند و میشناسد و تشخیص میدهد، بر اساس عینیتی که کوشش میکند تا آنجا که ممکن است به واقعیت نزدیک باشد و مانند دیگران باشد، حرکت میکند تا بتواند به تعریف موضوع ها و یا اشیا بپردازد و با تعریف جامع و مانعی که میکند و با دقتی که در این زمینه به کار میبرد، تا آنجا که ممکن است از سوء تفاهمات و اختلافاتی که بی دلیل در این زمینه به وجود می آید جلوگیری کند.
بنابراین فرد سالم به دنبال درک واقعیت است و در این زمینه نه تنها دقت، در موارد مهم، حتی وسواس به خرج میدهد تا خاطرش آسوده باشد که گزارشی که از واقعیت میدهد با خودِ واقعیت کاملا شبیه و مانند باشد و بر اساس ملاک های انسانیِ او اگر دیگران نیز چنین کنند به همان نتیجه میرسند.
این واقعیت است که مبنایی برای علم بوده و ابزاری است که انسان از آن برای پیدا کردن رابطه میان اشیا استفاده میکند.