دکتر فرهنگ هلاکویی - مهربانی

ناحیه کاربری
رمز را فراموش کرده ام   عضویت

دکتر فرهنگ هلاکویی - مهربانی

 

ادم مهربانی که یه کسی است که به یکی از مراحلی رسیده ، … یکی از اونا خود کفاییه … ازادیه ، استقلاله ، یعنی ادمی است که توانایی مواظبت و مراقب از خودش رو داره ، محتاج دیگران نیست ، ادم مهربان کسی است که به دلیل شرایط زندگیش و تربیتیش ، ..به اینجا رسیده که رابطه ی انسانی ، رابطه ی محبته ، رابطه ی دوستیه ، رابطه ی صمیمیته ، رابطه یاری ، همکاری ، کمکه ، مساعدته ….

و بنابراین همیشه اماده است که از سر دوستی و محبت و ساختن و ایجاد و عشق و همه چیز زندگی کنه ….. حالا بسته به اینکه در چه موردی هست ….

در یک چنین صورتی یک همچنین ادمی خودش رو دوست داره ، از خودش مواظبت و مراقبت می کنه … همه کارای خوب دنیا رو برای خودش می کنه …. کار بدی رو نمی کنه …. به حریم و حقوق کسی تجاوز نمی کنه … مسئولیت و هزینه و پیامد هر کاری رو هم می پذیره …
خودش رو دوست داره ، … چون خودش رو دوست داره ، ظرفیت عشق ورزی و عشق پذیری داره …دیگران رو هم دوست داره … خودش رو خوب می دونه … دیگران رو هم خوب می دونه …. خودش رو خواستنی می بینه …دیگران رو هم خواستنی می مبینه …با مردم راحته … با ادمها در می امیزه …
“اسم این محبته ….”
و روزی که این محبت رو رسید ، اون زمانی که برای کسی کاری می کنه ، با اشتیاق این کارو می کنه …با افتخار این کار رو می کنه …

“از اون ادم سپاسگذار و متشکر هست که بهش فرصت داده براش یه کاری بکنه ….”

“هیچ طلبی هم نداره … “

برای اینکه با محبتی که می کنه ، همون موقع پاداش خوشو چند برابر می گیره ….یه تومن می ده همون موقع ده تومن میگیره ….لذتشو میبره .. رشدشو می کنه … شادیشو داره … احساس خوبشو پیدا می کنه … و در نتیجه طلبکارهم نیست …

هر کاری بتونه برای دیگری می کنه و از اون سپاسگذاره که این فرصت رو بهش داده …

من یکی از ارزوهام قبل از بچه دار شدن ، این بود که فکر می کردم اگر یه روزی بچه داشتم ، دو سه چهارساله باشه ، … من از سرکار مثلا برم خونه ، و به من بگه که پدر بریم با هم بستنی بخوریم ، … من اصلا فکر این که بگم پاشو قربونت برم بیا بریم ، …اصلا هیجانی که در اون فکر می کردم و حالی که پیدا می کردم ، دست منو که ممکن بود بیا اون پایین ببوسه و دست من رو بگیره و بره با سرعت کفشاشو پاش کنه و راه بیفته و تو ماشین پاهاشو تکون بده از شدت خوشحالی … و توی بستنی فروشی بریم و بستنی رو بگیره که منم اصلا اهل این اداب نیستم ، هر چی بخاد بهش می دم … هر چی هم میخاد بخوره ، ریخت هم ریخت ……….. و بچه این همه شادی و لذت رو من به او بدم ، بععد فرض کنید در امریکا دو دلار و سه دلار هم پول بستی بدم … برای من دو هزار دلار می ارزه …

کی باید از کی سپاسگذار باشه ؟ … اونی که به من دو هزار دلار داده یا من که برای اون دو دلار خرج کردم …

“روزی که محبته شما بدهکارید ….”

“عشق ورشکست هست ….”

یعنی نه میگره چیزی رو ، هر چی هم داره باید بده … این اون مفهوم ایثاره .. که شما در چنین حالی تمام رشدتون و تمام وجودتون و تجربه ای زندگی تون دادنه ….

این رو توی معلم می بینید ، توی هنرمند می بینید ، توی پدر و مادری که عاشقند می بینید ….

“اسم این مهربانی هست”